۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقاله
  • شناسه : 44305
  • ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۸
  • 35 بازدید
  • ارسال توسط :
آخرین تابستان قرن هم گذشت !
آخرین تابستان قرن هم گذشت !

آخرین تابستان قرن هم گذشت !

قرنی که من نیمی از عمرم را در آن جا گذاشتم . کودکی هایم و جنگ …نوجوانی و جوانی ام …با کتابی پر از خاطرات فراموش ناشدنی  شاید روزی عینک قطوری بر چشم هایم بزنم و برای نوه نتیجه هایم بگویم که من جنگ ایران و عراق را دیده ام روزهای آژیر قرمز و شب […]

قرنی که من نیمی از عمرم را در آن جا گذاشتم . کودکی هایم و جنگ …نوجوانی و جوانی ام …با کتابی پر از خاطرات فراموش ناشدنی  شاید روزی عینک قطوری بر چشم هایم بزنم و برای

نوه نتیجه هایم بگویم که من جنگ ایران و عراق را دیده ام روزهای آژیر قرمز و شب های

هراس را چشیده ام   من انقلاب پنجاه و هفت ، جنگ پنجاه و نه ، قطعنامه ۵۹۸ ، دوران بازسازی و اصلاحات و…..

من جنگ بوسنی ، حمله به کویت ، بهاران عربی ، خزان همگی ؛ جز تونس را دیده ام

من ظهور داعش ، حمله به برج های دو قلو در آمریکا ، من حمله سی و چند ساله امریکا و شوروی به افغانستان را به یاد دارم  من تکه تکه شدن شوروی ، من دیکتاتورهای زیادی را می شناسم

من مرگ سهمناک قذافی و بن لادن و اعدام صدام را به یاد دارم  من برای نوه هایم خواهم گفت که

چهل سال در کشورم  ، وضعیت غیر عادی بود و با تحریم و تهدید و همه جور ترفند چهار دهه را گذراندیم چه قدر جان سخت بودیم و ….

من حکومت اسلامی مالزی را دیدم که با پیشوایانی مانند ماهاتامیر محمد به قله های کمال اقتصادی و اجتماعی رسیدند. من تمدن چین کمونیستی ،  که حتی با کفر و با بت پرستی دست در دست هم جهان را قبضه کردند را دیدم . من به چشم خود دیدم در سال های جنگ که دوستان و همسن و سالهای من در جنگ تکه پاره شدند و هنوز جور دفاع مقدسشان را می کشند .

و جانبازانی که در گوشه  آسایشگاه های اعصاب و روان و کنج بیمارستان های کشور در اثر عوارض شیمیایی آب می شوند

من  روباه و گرگ صفتانی را در لباس دین و با پیشانیِ پینه بسته در حال غارتِ  دین و دنیای مردمانم دیدم.

من کوتاه شدن سقف انسانیت و از بین رفتنِ حریت و آزادگی مردمانی را که صاحب چندین هزار

سال تمدن ایران باستان بودند را دیدم

من مرگِ پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک را ذره ذره دیدم…

من شاهد به مکه و کربلا و مشهد رفتنِ هزاران بلکه میلیون ها نفر از مردم کشورم بودم ولی حاجی و کربلایی و مشهدی واقعی به جز معدود افراد خاص را ندیدم …

من  برای بچه های آینده می نویسم : پایان قرن را با کرونا گذرانده ام  کرونایی که میلیون ها نفر را

مبتلا کرد و صدها هزار نفر را کشت  می نویسم : سال هایی بدتر از طاعون  و وبا ….

من می نویسم : مردم من دلار۳۰هزار تومانی را تجربه کردند و نماینده داعش ( پراید ) در

جاده هایشان آدم می کشت و قیمتش صد شصت میلیون تومان بود !

من می نویسم : دهه ۹۰ دردناک بود  اتفاقات تلخی بر مردمم نازل شد و فقر بیداد می کرد تحریم و کرونا و فقر باهم آمدند ….چه قدر نوشتن این دردها ؛ دردآور است  من می نویسم : چه قدر زجر کشید این ملت و منتظر بود تا چرخ روزگار بر چرخی دیگر بچرخد و روزهای خوش از راه برسند

تا هم اکنون که من می نویسم ؛خبری از یک خبر خوب نیست و منتظر معجزه  هستم ..

قاصد روزهای ابری ؛ کی می رسد باران  ؟

نویسنده :حسین علی اعلا  جانباز و رزمنده هشت سال دفاع مقدس

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*