۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقاله
  • شناسه : 47796
  • ۰۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۱
  • 5 بازدید
  • ارسال توسط :
ازدواج نیاز به آموزش دارد.
ازدواج نیاز به آموزش دارد.

ازدواج نیاز به آموزش دارد.

خانواده اولین نهاد اجتماعی است که از نظر قدرت با هیچ کدام از نهاد های اجتماعی دیگر برابری نمی کند. نهاد اجتماعی خانواده با ازدواج شکل می گیرد. و ازدواج  از جمله مهم ترین اقدامات و تصمیم هایی است که هر فردی در زندگی میگیرد. ازدواج را می توان پیوند دو شخصیت دانست با احترام […]

خانواده اولین نهاد اجتماعی است که از نظر قدرت با هیچ کدام از نهاد های اجتماعی دیگر برابری نمی کند. نهاد اجتماعی خانواده با ازدواج شکل می گیرد. و ازدواج  از جمله مهم ترین اقدامات و تصمیم هایی است که هر فردی در زندگی میگیرد. ازدواج را می توان پیوند دو شخصیت دانست با احترام به حفط نسبی استقلال زن و مرد. روان شناسان معتقدند که ازدواج اقدام مهمی است که احتیاج به  جسم و روحی سالم، فداکاری، خلاقیت، خودآگاهی، همدلی  دارد. در ازدواج ما می توانیم بسیاری از نیازهای خودمان را  که در وجودمان به ودیعه گذاشته شده است در یک چارچوب مشخص ارضا کنیم. درازدواج شما با فردی در بالاترین حد خود شریک می شوید و در همین راستا به نیازهای جسمی، روحی، جنسی و عاطفی یکدیگر پاسخ می دهید.  برخلاف عقیده بسیاری از افراد که معتقدند ازدواج نیازی به آموزش ندارد، چرا که پدران و مادران ما در گذشته در این باب آموزش ندیده اند اما زندگی پایداری داشته اند. باید گفت ما معتقدیم ازدواج نیازمند آموزش است و اگر در گذشته این نیاز بسیار کمرنگ تر از امروز احساس می شده به این دلیل است که پدران و مادران ما از راه ارتباطهای چهره به چهره و همچنین مشاهده آداب و رسومی که تا حد زیادی سفت و سخت و انعطاف ناپذیر بوده است آموزش های لازمه را از محیط خودشان دریافت می کردند. اما امروزه با توجه به تغییر و تحولات سریع، آداب و رسوم بسیار انعطاف پذیر و عدم شناخت صحیح افراد با یکدیگر نقش آموزش بیش از بیش دیده می شود. پرفسوراولسون معتقد است که آموزش های قبل از ازدواج تا ۸۵درصد می تواند طلاق را کاهش دهد. و فعالیتی است در جهت کاهش طلاق و هزینه ها و آسیب های ناشی از آن. چنانچه در دوره قبل از ازدواج آموزش های لازم را در این امر مهم دریافت کنیم و با شناخت صحیح از خودمان و طرف مقابلمان این مهم ترین تصمیم زندگی مان را اتخاذ کنیم  و بر اساس یک شیفتگی کوتاه مدت و یا خطاهای هاله ای پیش نرویم می توانیم از بروز بسیاری از معضلات و آسیب ها پیشگیری کنیم.. ازدواج موفق ۲ ویژگی دارد. رضایتمندی و پایداری. در یک رابطه عاطفی میزان رضایتمندی را می توانیم با آیتم های عشق، صمیمیت ، درک  و .. مشخص کنیم که این عامل بیشتر به خود فرد بستگی دارد.و عامل پایداری را با آیتم هایی مانند فرهنگ، تعهد و تفاهم مشخص کرد. که با پارامتر خانواده مرتبط است. یک ازدواج موفق ، ازدواجی است که هم فرد و هم خانواده درگیر باشند. چرا که ممکن است خانواده به پارامترهایی توجه کند که از منظر فرد مورد غفلت باشد و برعکس. با این وجود، نقطه بهینه و اپتیموم در وسط این دو طیف می باشد. در ازدواج ،آشنایی یک فرایند است که در آن تبادل اطلاعات و گاه عواطف بین دو نفر از جنس مقابل که هر دوقصد ازدواج دارند روی می دهد. در این فرایند مسلمن افرادی که قصد اصلیشان ازدواج است بیشتر تبادل اطلاعات خواهند داشت تا عواطف. و سعی نمی کنند با بیان عواطف در زمان نامناسب طرف مقابل را گیر بیاندازند. چرا که ابراز علاقه شدید و زودهنگام می تواند علامتی از ناپختگی و بی صداقتی فرد باشد.اما اگر هدف یک سرگرمی و ارتباط دوستانه باشد مبادله عواطف پررنگ تر می شود.دوره آشنایی دوره گفتگو است. دوره ای است که می تواند به شناخت ما از طرف مقابلمان بسیار کمک کننده باشد. اما بسیاری از افراد در این دوره خودشان را از شناخت بسیاری از امور محروم می کنند و با اشتباهاتی که در این دوره مر تکب می شوند تصمیم های نادرستی می گیرند و ناخواسته منجر به بروز بسیاری از مشکلات می شوند. مثلن در فرایند آشنایی به اندازه کافی سوال نمی پرسیم و فرصت کشف بسیاری از موارد مهم را از خودمان می گیریم. اینکه چرا به اندازه کافی سوال نمی پرسیم می تواند چند دلیل عمده داشته باشد. اول اینکه نمیدانیم در مورد چه موضوعاتی سوال کنیم و افرادی که در این گروه قرار می گیرند تصویر روشنی از ازدواج و زندگی مشترک ندارند و این افراد نیاز بسیار جدی به آموزش درباره ازدواج دارند. و دلیل دوم اینکه میترسیم از خودمان نیز همان سوال ها را بپرسند،اگر فرد از گذشته خودش احساس رضایت نداشته باشد،ناخودآگاه سوال نمی کند که چیزی هم از او پرسیده نشود.گاهی مواقع از کنار تردید های خودمان به سادگی می گذریم و موضوعاتی که می توانند مهم باشند بی اهمیت جلوه می دهیم. بسیاری از نشانه های هشداردهنده را که در طرف مقابلمان می بینیم که به ما می گوید باید محتاط تر باشیم، اما متاسفانه به دلایلی از آن ها چشم پوشی می کنیم. گاه قصد داریم فرد طرف مقابلمان را متناسب با ایده ال های خودمان تغییر دهیم  اما آنچه اهمیت وافر دارد این است که در انتخابمان دقت کنیم و فرد مقابلمان را با تمامی ویژگی هایی که میشناسیم دوست بداریم و خیلی به فکر تغییر او متناسب با دیدگاه خودمان نباشیم. در واقع با کسی ازدواج کنید که اگر هیچ تغییری نکرد باز هم بتوانید با او زندگی کنید. تعهد را بر تفاهم مقدم می دانیم. قول ازدواج را می دهیم بدون اینکه هنوز بدانیم تفاهمی در این بین وجود دارد یا خیر. تفاهم را بر علاقه مقدم میدانیم. ممکن است دو نفر در باب ازدواج تفاهم زیادی داشته باشند اما هیچ جذابیتی برای یکدیگر نداشته باشند.  بسیاری از افراد به آنها توصیه می کنند ازدواج کنید و بعد از ازدواج این علاقه ایجاد می شود اما این گونه توصیه ها درست و علمی نیست. چرا که اگر محبت و علاقه به طور خاص بین دو نفر وجود نداشته باشد بعد از ازدواج هم ایجاد نمی شود.

نویسنده : آسیه ملک دار- روان شناسی بالینی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*