۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » عناوین اصلی » فرهنگی
  • شناسه : 33720
  • ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۹
  • 2 بازدید
  • ارسال توسط :
بر روی پل زاینده رود می ایستم و چشم می بندم
بر روی پل زاینده رود می ایستم و چشم می بندم

بر روی پل زاینده رود می ایستم و چشم می بندم

دل بانو خون شد (به بهانه پخش سریال بانوی سردار از شبکه سه سیما) در اصفهان دل گریزان است و آرامش روان چون موم نرم در دستان ، قلبم را می فشرد ، یک سو ابهت اقتدار ایران در زمان شاه عباس صفوی و دیگر سو ، بی خردی شاه سلطان حسین و تسلیم شرم […]

دل بانو خون شد (به بهانه پخش سریال بانوی سردار از شبکه سه سیما)

در اصفهان دل گریزان است و آرامش روان چون موم نرم در دستان ، قلبم را می فشرد ، یک سو ابهت اقتدار ایران در زمان شاه عباس صفوی و دیگر سو ، بی خردی شاه سلطان حسین و تسلیم شرم آور وی در برابر محمود افغان و کناره گیری خفت بار شاه صفوی از قدرت و جنایت و سفاهت قوم محمود افغان بر ایران و حجم افسوس و آه که بر این قلم روان است و آن همه گزارش های ترس آوری از سراسر ممالک محروسه ایران که « در عهد فرمانروایی شهریاری سست عنصر و تابع خواجه سرایان که در اداره ی کشور به اندازه خود شاه ناتوان بودند » ، دل می گیرد از این هیاهوی دالون های تنگ تاریخ که در گذر زمان بر پهنه تاریخ ایران ، خرد و شجاعت ایرانی را به رنج آورد. بر روی پل زاینده رود می ایستم و چشم می بندم و پرواز خیال را به روزگار ستم مسعود میرزا ضل السلطان می برم و در عصر ظلمت آن روز از حجم ستم شاه و شاهزاده های فاسد قاجار دل خون می شود برای ایران؛ لحظه ای می ایستم صدای سم اسب رهگذری با سواری نقاب بر چهره می آید ، نزدیک می شود و می ایستد و می گوید غریبه کیستی ؟ می گویم : من از سکوت تاریخ ایران می آیم و دنبال گمشده ای به نام آزادی می گردم ، می گوید : آزادی بغض تاریخ معاصر است ، کسی سراغ آزادی را می گیرد که آزاده ای باشد و سینه اش سوخته از ستم تاریخ باشد و از سر بریدن حسین بن علی و داغی خون سیاوش بر خود ، مویه ای از عظمت آزادیخواهی در چهره و پیشانی اش نمایان باشد ، نه تو که هیچ در انبان نداری ، ناگه سوار دور می شود ، فریاد می زنم تو که هستی می گوید : من بی بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخانی ، می گویم صبر کن دور می شود و از افق محو و چون سراب در برابر دیدگان موج می زند . از خیال رها می شوم و چشمانم را باز می کنم و به گورستان تخته فولاد روانه می شوم و سراغ قبر بی بی مریم را می گیرم ، آرامگاه تاریخی وی مانند خودش در طول تاریخ معاصر ایران مظلوم و مهجور مانده است. روزگاری را به یاد می آورم که پدرش حسینقلی خان ایلخانی در نظر ناصرالدین شاه قاجار سوء ظن شد و قدرت و هیبت ایلخانی ترس بر اندام و روان شاه انداخت و شاه قاجار توطئه ای با ظل السلطان فرزندش تدارک دیدند که در عصر جمعه روز ۲۷ رجب ۱۲۹۹ ، ایلخان به همراه فرزندانش اسفندیار خان و علی قلی خان در جشن میدان نقش جهان اصفهان توسط ظل السلطان دعوت شدند ، پس از پایان مراسم ، وقتی ایلخان به خوابگاهش بازگشت به وسیله ماموران دولتی به قتل رسید و در پی آن شاهزاده قاتل قاجاری در شهر شایعه پراکند که خان بختیاری در استراحتگاه سکته کرده است و برای اینکه ردپایی از جنایت خود به جا نگذارند ، نعش حسینقلی خان با احترام در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد . پس از مرگ ایلخان ، پسر ارشدش حاج علی قلی خان معروف به سردار اسعد سرپرستی خانواده خود از جمله خواهر هفت ساله اش بی بی مریم را به عهده گرفت و تحت تعلیمات و سرپرستی سردار اسعد ، بی بی مریم خواندن و نوشتن را آموخت و سفارش همیشگی برادر که همواره وی را به خواندن تاریخ تشویق می کرد. بی بی مریم ، مردان بختیاری را همیشه در هیبت پدرش حسینقلی خان و برادرش سردار اسعد می دید اما در ازدواج اولش با علی قلی خان چهار لنگ محمود صالح به مدت چهار سال و شش ماه از سر مصلحت جنگ صورت گرفت ، آن هم بنا به صلاحدید پدر بی بی مریم ،حسینقلی خان که برای مهار قیام محمد علی خان چهارلنگ علیه حاکمیت قاجار و همراهی ایل محمود صالح چهارلنگ با حسیقلی خان در این مصلحت بود بی بی مریم به عقد علی قلی خان بیست و پنج ساله در آید و از این ازدواج سه پسر به نام های محمد علی خان، علی مردان خان و سهراب خان حاصل شد. وقتی علی قلی خان از دنیا رفت، بی بی مریم بیست ساله بود که با داشتن سه پسر باز به خانه پدر بازگشت و دوباره تحت فشار برادران و اطرافیانش با عدم رضایت میل باطنی اش به عقد فتح الله خان در آمد. بی اعتنایی فتح الله خان نسبت به خانواده و املاک و اموالی که ایلخانی در اختیار او و برادرانش از جمله فرج الله خان گذاشته بود باعث طمع خوانین دیگر بختیاری و درگیری شدید با بی بی مریم و برادرانش شد که به دنبال آن بی بی مریم در سن سی سالگی با داشتن هشت فرزند از فتح الله خان جدا شد و این جدایی دیری نپایید که فرزندان خردسال بی بی مریم بر اثر کمبود امکانات بهداشتی و بیماری از دنیا رفتند و یکی یکی بر رنج های دیگر بی بی مریم افزوده شد.اما این سختی ها ومشکلات وی را از پا نیانداخت و با تمامی رنج ها و مصیبت های دوران مختلف زندگی مقاومت کرد و از خود شیر زنی شجاع و آزادی خواه ساخت، آنچنان که شایسته زن بختیاری بود ، این بی بی مریم بود که در جنبش مشروطه و فتح تهران در  زمان سلطنت محمد علی شاه قاجار  و ورود نیروهای بختیاری مانند شیر خروشان…

ادامه دارد.

(به قلم : احسان تاجیک)

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*