۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقاله
  • شناسه : 41814
  • ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۴۳
  • 9 بازدید
  • ارسال توسط :
خاوه؛ واحه‌ای در حاشیه کویر
خاوه؛ واحه‌ای در حاشیه کویر

خاوه؛ واحه‌ای در حاشیه کویر

از پل حاجی پیشوا به سمت راست که حرکت کنی، بعد از طی حدود ۱۰ کیلومتر، نزدیک خاوه می‌شوی. آرام‌آرام انبوه درختان وَن، از دور خودنمایی می‌کنند. ابتدای جاده‌ای که حالا به «جاده درختی» معروف شده، روی تابلویی درشت نوشته «به روستای هدف گردشگری، خاوه خوش آمدید». صدای موتور آب قدیمی که هنوز هم پت‌پت […]

از پل حاجی پیشوا به سمت راست که حرکت کنی، بعد از طی حدود ۱۰ کیلومتر، نزدیک خاوه می‌شوی. آرام‌آرام انبوه درختان وَن، از دور خودنمایی می‌کنند. ابتدای جاده‌ای که حالا به «جاده درختی» معروف شده، روی تابلویی درشت نوشته «به روستای هدف گردشگری، خاوه خوش آمدید».

صدای موتور آب قدیمی که هنوز هم پت‌پت کنان، آب زلال و خنک را از عمق زمین به لب تشنه کشتزارهای روستا می‌رساند توجهت را جلب می‌کند. سرتاسر طول جاده که حدود دو کیلومتر طول دارد، حدود صد سال قبل به پیشنهاد کدخدای وقت روستا و همکاری اهالی روستا، درختان زبان گنجشک یا ون کاشته می‌شود. در سال‌های اخیر، به همت شورا و دهیاری، به موازات همین خیابان درختی، خیابان دیگری احداث شده که مسیر برگشت از روستاست و در حاشیه این خیابان نیز نهال‌کاری شده است.

دو طرف جاده، زمین‌های کشاورزی قرار دارد که غالبا زیر کشت گندم و صیفی‌جات و کاهو قرار دارد. حالا در کنار گلخانه‌های سنتی، تعداد گلخانه‌های جدید و صنعتی هم روز به روز در روستا رو به افزایش است و در اغلب آنها خیار کشت می‌شود. در کناره‌های جاده درختی، بنایی مخروبه که تا کمر در خاک قرار دارد، نگاهت را فرا می‌خواند. در ابتدا به نظر می‌رسد خانه‌ای قدیمی باشد. اما نزدیکتر که می‌شوی، با بازمانده‌های آسیاب آبی قدیمی روستا مواجه می‌شوی که در گذر زمان، سقفش فرو ریخته و سنگش را نیز برده‌اند.

وارد روستا که می‌شوی، بافت معماری روستا به‌شدت تغییر کرده؛ خیابان‌ها تعریض شده و کوچه‌ها یکی‌یکی در حال باز شدن هستند. خانه‌باغ‌های چندصد متری قدیمی، حالا یکی‌یکی تبدیل به خانه‌هایی چند ده متری می‌شود و کمتر نشانی از گذشته زیبای روستا باقی مانده است. از وقتی پای ماشین‌های رنگارنگ و مدل به مدل به زندگی مردم باز شد، کوچه‌های تنگ و پیچ در پیچ روستا کفاف رفت و آمد ماشین‌ها را نمی‌داد و برای آنکه جای ماشین‌ها باز شود، دیوارها عقب نشستند و سردرهای آجری و کاهگلی قدیمی ویران شدند و درهای دو لنگه چوبی، جایشان را با دروازه‌های آهنی عوض کردند. دیوار خانه‌ها تا همین چند سال پیش هم کاهگلی بودند و فضای روستا، هنوز سنتی بود. اما چند سالی می‌شود که دیوارهای سیمانی و آجری، جای دیوارهای کاهگلی را گرفته‌اند. البته دیوارها را با رنگی شبیه کاهگل نقاشی کرده‌اند تا در نگاه اول، دیوارها کاهگلی به نظر برسند. اگر دورنمای قلعه قدیمی روی تپه و بنای آب‌انبار و مدرسه مخروبه قدیمی نبود، آدم گمان نمی‌کرد که در حال قدم زدن در یک روستای تاریخی با حداقل هزار سال قدمت باشد. استاد سعید وزیری، معتقد است خاوه در زمان آل‌بویه ده هزار مرد جنگی داشته که این نظریه نشان می‌دهد که خاوه در آن زمان شهر بزرگی بوده‌ است. گفته شده نام قدیم روستا، خوابه یا خاور بوده است و کمال ابوالقاسم خوابی که از بزرگان شیعه در قرن ششم بوده‌ نیز در همین روستا ساکن بوده است.

در مرکز روستا، گورستان روستا و بقعه امامزاده سلطان سید محمود قرار دارد. حالا امامزاده و قبرستان تقریبا دیوار به دیوار خانه های مردم قرار گرفته، اما می‌شود حدس زد با توجه به اینکه در گذشته‌ها، گورستان‌ها در حاشیه روستاها بوده، این گورستان هم روزی در حاشیه روستا بنا شده بوده و کم‌کم در گذر زمان و ساخته‌شدن اطراف آن، حالا در بافت مسکونی قرار گرفته است. گذشته از تاثیرات نامطلوب قرار گرفتن چنین فضایی در بطن بافت مسکونی، خود فضای امامزاده اما فضایی آرام و تامل‌برانگیز دارد؛ همان چیزی که یک قبرستان باید باشد. قبرستان باید انسان را به فکر مرگ و ناپایداری زندگی بیندازد و او را آماده دل‌کندن از زندگی مادی کند. در مرکز صحن، بقعه بلند بالای «سلطان سید محمود»، قرن‌هاست که جلوی آفتاب داغ حاشیه کویر، سینه سپر کرده و ایستاده است. کارشناسان معتقدند با توجه به سبک معماری به کار رفته در این بنا، می‌توان آن را اثری از دوران صفویه دانست. بنا که عمده مصالح آن از آجر است، رو به قبله قرار گرفته و دارای یک ایوان بزرگ آجری با قوس پنج و هفت است. وارد ایوان که میشوی، اولین چیزی که ناخودآگاه توجهت را جلب می‌کند، آرامش غریبی است که در ایوان امامزاده قرار دارد. قبلا ایوان با یک ردیف نرده فلزی به ارتفاع حدود دو متر از صحن جدا می‌شد و بالای آن باز بود. سقف ایوان و لابلای اجرهای قدیمی و تیرهای چوبی سقف، لانه گنجشک‌ها و یاکریم‌ها بود. اما حالا ایوان را با درب بزرگی به ارتفاع حدود ۵ متر، کاملا از صحن جدا کرده‌اند و هیچ نمایی از ایوان زیبای آجری از صحن قابل مشاهده نیست.

نویسنده : (احسان احمدی خاوه)

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*