۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقاله
  • شناسه : 45218
  • ۰۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۸:۱۰
  • 36 بازدید
  • ارسال توسط :
هنر اخلاق و اخلاق هنری
هنر اخلاق و اخلاق هنری

هنر اخلاق و اخلاق هنری

موضوعی که قرار است در این جا ما به آن بپردازیم اخلاق هنری است و برای بیان بهتر آن باید ابتدا هنر و ویژگی های آن و سپس اخلاق را تعریف کنیم. ساده ترین تعریفی که میتوان از هنر بیان کرد هنر یعنی بیان احساسات یک هنرمند با زبانی خاص ، در حقیقت هنر تراوش […]

موضوعی که قرار است در این جا ما به آن بپردازیم اخلاق هنری است و برای بیان بهتر آن باید ابتدا هنر و ویژگی های آن و سپس اخلاق را تعریف کنیم.

ساده ترین تعریفی که میتوان از هنر بیان کرد هنر یعنی بیان احساسات یک هنرمند با زبانی خاص ، در حقیقت هنر تراوش یکی زیبایی از عمق روح انسان است و و وسیله ای است که با آن می توانیم به درک عمیقی از لایه‌های زیرین روح یک انسان پی ببریم و در حقیقت شیوه و روشی ست برای فهماندن و درک احساس هنرمند به مخاطب خود و این ساده ترین تعریفی بود که میشد از هنر در اینجا بیان کرد.

تعریفی که میشود برای اخلاق بیان کرد موضوع ویژگی‌های مشخص رفتاری در یک چهارچوب و محدوده رفتاری خاص است که مشخصاً این چهارچوب برگرفته از فضایل اخلاقی و ارزشهای اجتماعی است آیا می توان این گونه هم تعریف کرد اخلاق مجموعه ای از قوانین و قواعد رفتاری است که خروج از آن انسان را به انحطاط روحی و تباهی خواهد کشاند.

خیلی جالب است بدانیم که کنار هم قرار دادن هنر و اخلاق کاری است بسیار پیچیده نیاز به تسلط کامل بر این موضوع دارد چراکه هنر هیچگونه مرز و محدودیت ایران می تواند بپذیر به دلیل اینکه خلاقیت یکی از مهم‌ترین ارکان های موثر در رشد و تعالی هنر می باشد و خلاقیت یعنی شکستن تمام محدودیت های قبلی و پا نهادن به دنیای جدید و این خود مبین بی نهایت بودن و نامحدود بودن هنر می باشد در صورتی که تعریف اخلاق با عبارت چهارچوب شروع می شود یعنی یک چارچوب مشخص رفتاری از فضایل اخلاقی و رهایی از رذایل اخلاقی را از یک چهارچوب خاص ثبت می‌کنیم یعنی خروج از آن به هم ریختن قواعد اصلی آن می باشد و خود این یعنی پذیرفتن یک محدودیت پس در حقیقت اخلاق چارچوب محدودی است که خروج از آن قطعاً ما را به همان انحطاطی که از آن صحبت کردیم نزدیک میکند.

حالا سعی می کنیم که در اینجا به ۴ دیدگاه متفاوت درباره هنر و اخلاق بپردازیم:

دیدگاه اول به اعتقاد مطلق بر بی انتهایی و نامحدود بودن هنر دارد بیان می کند که هیچ غالب و چارچوبی نباید هنر را در سیطره خود نگه دارد از جمله مکاتبی که چنین نگاهی را پذیرفته است مکتب دادائیسم می باشد یعنی مکتب هیچ گرایی و پوچ گرایی این مکتب اعتقاد دارد که مخاطب حق دارد هنر این سبک را هرچه که هست چه مثبت انگارانه و چه منفی انگارانه بپذیرد و یا نپذیرد و می گوید که هنر نباید نزد هنرمند محدود به پذیرش یک فرم خاص شود و می گوید که هنر مقدم بر هر چیز است و نباید آن را محدود کرد.

دیدگاه دوم نقطه مقابل دیدگاه اول می باشد معتقد است که هنر باید در یک چارچوب اخلاقی قرار گیرد و خروج از آن و حرکت به سمت یک لذت مغز و یا یک هدف مالی و یا غیر اخلاقی چیزی جز فلاکت و تباهی در بر نخواهد داشت و معتقد است که هنر فقط باید در راه رشد تعالی و معنویت و ارزشهای اخلاقی حرکت کند هنری که از این چارچوب خارج شود را هنر غیر اخلاقی می داند.

دیدگاه سوم نگاهی نرم و متعادل تر را می پذیرد در دو دیدگاه قبلی ۲ قطب مخالف را بیان کردیم در اینجا تعادل و میانه روی یعنی پذیرش قواعد و قوانین اخلاقی همراه با حفظ شئونات و عدم محدود کردن هنر در قالب این قوانین ممکن است در صورت نیاز آی را از این چارچوب ها خارج کند.

دیدگاه چهارم دیدگاه هنر صنعتی است قطعاً در این دیدگاه هنر وسیله ای است برای کسب ثروت و جمع آوری پول از این نامحدود بودن هنر چیزی جز ابتذال و بی بند و باری دستاوردی نخواهد داشت نگاه مطلق بازارهای اقتصادی دنیای هنر

ادامه دارد …..

 

نویسنده :جلال امینی   روانشناس – مستند ساز اجتماعی

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*